X
تبلیغات
عشق یعنی راز زیستن


عشق یعنی راز زیستن

ادعای عشق میکنیم اما رنگ چشمای مادرمان یادمان رفته است


دلم گرفته همانند مادری که فهمید پسرش سیگار میکشد


بعد از خدا تنها امیدم مادرم است چون من را روسفیدم میکند


خلاف ارزش اشک چشم مادر را ندارد

نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1392 ساعت 14:11 توسط parham&mitrajoonam‏|

بایـد بازیگر شوҐ ،



آرامش را بازے ڪنҐ …



باز بایـد פֿـندـہ را بـہ زور بر لبهایҐ بنشانҐ …



باز باید مواظب اشڪ هایҐ باشҐ …



باز هماלּ تظاهر همیشگے : ” פֿـوبҐ …

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ساعت 18:26 توسط parham&mitrajoonam‏|

اکنون این منم………….

منی که بر سر دوراهی زندگی مانده ام …………
دو راهی میان چه؟؟؟…ماندن یا نابودی؟؟….عشق یا منطق؟؟….عشق یا نفرت؟؟…..
نه……من نمیگذارم…….بدون شک من اجازه نمیدهم…….من در این بازی زندگی برنده می شوم………
بازنده بودن برای من معنایی ندارد ……حتی اگر این بازی حالت قمار به خود گیرد……پای زندگیم ریسک میکنم…..
من از ابتدا قوی بودن را یاد گرفتم…….بر روی پای خود ایستادن را………خود ساخته بودن را…..
برای من باخت معنایی ندارد…….

……… نابود میکنم چیزی را که سد راهم شود……..



نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ساعت 17:57 توسط parham&mitrajoonam‏|

اگــــــــــــر با من راه

می آمــــــــــــدی


تمــــــــــــام شهر را

جــــــــــــاده میكردم




نوشته شده در شنبه دوم فروردین 1393 ساعت 19:12 توسط parham&mitrajoonam‏|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 14:17 توسط parham&mitrajoonam‏|

پیشاپیش.........

سال نوتون مبارک.......{-35-}

دوستای گلم.......{-35-}

همیشه شاد باشین....{-49-}

ب همه تون خوش بگذره....{-33-}.

سالی پر از عشق وارامش ......{-41-}

براتون ارزو میکنم........{-47-}


sofre7_www_patugh_ir-5.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:58 توسط parham&mitrajoonam‏|

می خندم...
ساده می گیرم...
ساده می گذرم...
بلند می خندم و با هر سازی میرقصم ..
.

نه اینکه دل خوشم!
نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!
مدتی طولانی شکســــتم، زمین خوردم،
سخــــتی دیدم، گــــریه کردم و حالا ...
برای " زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام ...!
روحم بزرگ نیــــست! دردم عمیــق است ...
می خندم که جای زخــم ها را نبینی ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:51 توسط parham&mitrajoonam‏|

درد هایم را لایک کردند و گفتند؛زیبا بود!!

نمیدانستم...مگر درد هم زیبا میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هی...رفیق مجازی من!!

نوشته هایم دست خودم نیست!!...

دلم مینویسد!!

و من،،

فقط نگاه میکنم...

به عبور روزهایم ودغدغه های فراموش شده ام!!...




نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:23 توسط parham&mitrajoonam‏|

چه سخت است منتظر قاصدکت باشي ......
در جاده اي که هيچ بادي نميوزد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:19 توسط parham&mitrajoonam‏|

زندگي يک عکس است ........ لطفا لبخند بزنيد!!!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:18 توسط parham&mitrajoonam‏|

تن مرد و نامرد يکيست...........
روزگار بايد گزشت تا بفهمم مرد کيست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به سلامتی نامرد ها که اگه نباشن ادم مرد هارو نمیشناسه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:16 توسط parham&mitrajoonam‏|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:4 توسط parham&mitrajoonam‏|

دلم گرفته ...

دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز،

نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش ،

نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه ...هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابـــــد شنیده خواهد شد .



نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ساعت 15:24 توسط parham&mitrajoonam‏|

1920417_838769806138343_2006498952_n.jpg

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ساعت 15:22 توسط parham&mitrajoonam‏|

تنهاییم را زیر دوش حمام میبرم..

بغضم را

میان شر شر آب داغ میترکانم

تا همه فکر کنند...

قرمزی چشمانم



از دم کردن حمام است.


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ساعت 15:21 توسط parham&mitrajoonam‏|

عکسشو تو گوشیت هی نگاه کنی واسه بار هزارم… انگار تا حالا ندیدیش ، بوسش کنی محکم مث دیوونه ها ، بگی خو آخه دلم همیشه یه ذره میشه براش ، بغض کنی و اشکات بریزه… شمارشو با ذوق بگیری شاید اینبار جوابتو داد… شاید با مهربونی بگه جونم… شاید… شاید… شاید… همین شاید گفتنات... باز هم همین صدای مسخره تو گوشت می پیچه… مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد ، لطفا مجددا بمیرید…

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 22:59 توسط parham&mitrajoonam‏|

مغرور نیستم .....

فقط نیازی به حرفـــ زدن با هرکســـی را نمی بینم . .

از مـــن نرنج . . .

من نه مغــرورم و نه بی احســـاس . . .

فقط دل خســـته ام از اعتمادی بی جا . . .

مــرا که می شناسی؟ خـــودمم . . .

خشنم، بی رحم نیستم . . .

تکـــ پرم، مغــرور نیستم . . .

خود خــواهم، پر توقع نیســـتم . . .

رکم، دروغـــگو نیستم . . .

ساکـــتم، لال نیستم . . .

اگر برایتـــ سنگینم با یک خداحــــافظی خوشـــحالم کن . . .

این روزها شیشه شده ام، زود می شکنم، اما ناجــور میبرم . . . "

من آدم سختـــ گیری نیستم، فقط آدم سختـــ گیر می اورم

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 22:44 توسط parham&mitrajoonam‏|

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮﻩ ﻭ ﺳﺎﮐﺘﻪ …
ﺯﯾﺎﺩ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﻗﺎﻃﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ …
ﺁﺩﻡِ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ،
ﺍﻭﻥ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ …
ﺩﻟﺸﻮ ﺷﮑﺴﺘﻦ …
ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﺵ ﻧﺬﺍﺭﯾﻦ …

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 22:37 توسط parham&mitrajoonam‏|

یه وقتایی،

یه حرفایی،

چنان آتیشت میزنه

که دوست داری فریاد بزنی،

ولی نمیتونی!

دوست داری اشک بریزی،

ولی نمیتونی!

حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!

تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،

به این میگن

“درد بی درمون

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 22:24 توسط parham&mitrajoonam‏|

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 22:12 توسط parham&mitrajoonam‏|

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 21:59 توسط parham&mitrajoonam‏|

http://cdn.nicefun.ir/1/1393957346924431_large.jpg


حداحافظ همین حالاهمین حالا که من تنهام
خداحافظ بشرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو ازچشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه این که رفتنت سادست
نه این که میشه باور کرد دوباره آخر جادست.


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 21:56 توسط parham&mitrajoonam‏|

کاش زندگی به همین سادگی بود

به همین سادگی!!

خالی از حسرت

پوچ از تنهایی

بدون بغض

کاش او...

یک تنه می توانست حریف همه ی غم های بزرگ قلب کوچکت باشد

کاش او می توانست غرق لبخند کند تمام دقایقت را

افسوس که او خود اسیر یک مشت بی کسی است

کاش او می توانست مونست باشد همه ی شب های بی محتوا را

کاش تو....

دلت این همه غم نداشت...!

کاش سادگی همه ی این درد و دل های ساده را می شد

برای خدا روی کاغذ نوشت

برای خدا نوشت و به نشانی سادگی یک آرزوی محقر برایش پست کرد

کاش می شد همیشه انقدر ساده نوشت

ساده اما ...

پر از حرف های ناگفته...

پر از لحظه هایی که ناگزیر، زود، دیر شد

کاش گریستن یادت نمی دادند

بغض، بدرقه ی چشمانت نمی کردند

کاش او...

می توانست به جای بغض هایت

یک آسمان گریه کند...

کاش او...

خاطره ی بودنش، جای خالی همه ی خاطره های بی سرانجام چشمان همیشه صبورت را

پر از پرواز پروانه های عاشق می کرد

کاش او...

نازنینم!!

به گمانم (او) همان (من) م!

خویش از همه ی دنیا جدا...



کاش زندگی ما آدم ها...

به همین سادگی بود....

تنها...

به همین سادگی...!!
36.jpg

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 21:44 توسط parham&mitrajoonam‏|

از کسی پرسیدند چرا سیکارو ترک نمیکنی

گفت هر کی به پایم بماند تااخرش ترکش نمیکنم

 حتی اگر قصد جانم را کرده
باشد...

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 21:35 توسط parham&mitrajoonam‏|


خــــــدای من
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایــا هیچ وقت رهـــایم نکن . . .

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 21:32 توسط parham&mitrajoonam‏|

گاهی راحت ترآن است
با وجودِاندوهی که دردرونتان موج می زندلبخند بزنید ،
تا اینکه بخواهید به همه عالم علت غمگینی خود را توضیح دهید . . .

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 21:27 توسط parham&mitrajoonam‏|

بگو چه مخدری بود
در بودنت ...
كه اينهمه نبودنت را
درد ميكشم ...!
دیوانه ام می كند ...!
فكر اینكه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا كنند !
لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان...
خدايا...
کودکان گل فروش را ميبيني؟!
مردان خانه به دوش...
دخترکان تن فروش...
مادران سياه پوش...
محرابهاي فرش پوش...
پسران کليه فروش...
زبانهاي عشق فروش...
انسانهاي آدم فروش...
همه را ميبيني؟
ميخواهم يک تکه از آسمان را بخرم,
ديگر زمينت بوي زندگي نميدهد.
احساس ميکنم بد بازي را باختم...
حواست هست!!

من يارت بودم...نه حريفت
485111_300330716737706_399383167_n.jpg

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 21:17 توسط parham&mitrajoonam‏|

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم


و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی


من بدهکارت می شوم . .

734281_E4d2EBd2.jpg

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 18:27 توسط parham&mitrajoonam‏|

کِنت می شِهـ پین ، پین می شه تیر ،،،

بی پولی رو مغز من تیغ می کشید ...
1354104006179350_large.jpg

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 0:46 توسط parham&mitrajoonam‏|

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ساعت 0:44 توسط parham&mitrajoonam‏|


آخرين مطالب
» ادعای عشق میکنیم اما...................
»
»
»
»
»
» میخندم!!!!!!!!
»
»
» لبخند

Design By : RoozGozar.com