پائیز شده
عشق بازی قطرات باران با سلولهای صورتم
و جای خالی بوسه های پی در پی شان
به گونه های برجسته اما تب کرده ام دیدنیست..
می ترسم فریب آسمان باشد این مستی
سر به جنگل کاج می گذارم و گم میشوم در دوردستی وحشی و خیس
تن گداخته ام را به دستان گرم برفی سرد می سپارم
و در کشاکش دلهره آور شبی تاریک به این می اندیشم
چگونه می شود با مدادی شکسته دستهای پاک نسیم را لابلای موهای بید به حرکت در آورد و مجنونش کرد
قطرات باران به عشق بازی با سلولهای صورتم مشغولند
هیچ ، می بارد از آسمان
با من حرف بزن با لهجه باران
عشق بازی قطرات باران با سلولهای صورتم
و جای خالی بوسه های پی در پی شان
به گونه های برجسته اما تب کرده ام دیدنیست..
می ترسم فریب آسمان باشد این مستی
سر به جنگل کاج می گذارم و گم میشوم در دوردستی وحشی و خیس
تن گداخته ام را به دستان گرم برفی سرد می سپارم
و در کشاکش دلهره آور شبی تاریک به این می اندیشم
چگونه می شود با مدادی شکسته دستهای پاک نسیم را لابلای موهای بید به حرکت در آورد و مجنونش کرد
قطرات باران به عشق بازی با سلولهای صورتم مشغولند
هیچ ، می بارد از آسمان
با من حرف بزن با لهجه باران
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ ساعت 19:3 توسط parham&mitrajoonam
|