در خواب دیدم آن شب سرد

که خدا میخواست

دستهایم را بگیرد

که نلغزم به خطا

اما آنها جامانده بودند

در دستان گرم و مهربان تو

و من امروز

سر تا پای

آلوده به گناهم

گناه دوست داشتن تو ...